عاشقان گمنام

آیا خداوند کافی نیست برای تمام نداشته ها

عاشقان گمنام

آیا خداوند کافی نیست برای تمام نداشته ها

نویسندگان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «گشایش در کارها» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

اسما الهی در مجموع  ۹۹ اسم است و در قرآن مجید مذکورند هر یکی از این اسما می خواهند برای خدا دعوت کنند تا جمیع مرادات در این حاصل گردد ...

ذکر آن است که دل و زبان و تمام اعضا و جوارح انسان ذاکر باشد . کسی که ذاکر شد عمل می کند هرآنچه را که خدا امر کرده و ترک می کند هرآنچه را که خدا نهی کرده و اینجاست که او واجد مقام بندگی خدا می شود ، مقامی که پیغمبر اکرم (ص) به آن افتخار می کند . پس ذاکر کسی است که به یاد خدا باشد و غیر خدا را فراموش کند . ذاکر خود را در حضور حق می بیند . کسی که خود را در حضور حق دید ، مرتکب معصیت نمی شود . معصیت زمانی انجام می شود که انسان از یاد خدا غافل باشد .

خداوند در قرآن کریم می فرماید : برای خدا نامهایی است نیکو خدا را به این نامها بخوانید .اعراف 179

خداوند در قرآن کریم می فرماید : جز خدای یکتا که همه اسمأ و صفات نیکو ، مخصوص اوست خدایی نیست.طه 8

خداوند در قرآن کریم می فرماید: پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم . بقره 152

رسول خدا محمد (ص) می فرمایند: برای خدا که نامش مبارک و بلند مرتبه باد ، نود و نه اسم است که هر کس خدا را به آنها بخواند دعایش مستجاب می شود و هر کس آنها را یاد کند به داخل بهشت می رود.

امام رضا می فرمایند: خداوند را نود نه اسم است که هر کس به آن دعا کند اجابت می شود و هر که آنها را احصاء کند به بهشت خواهد رفت .

امام صادق می فرمایند: شیعیان ما کسانی هستند که هرگاه تنها باشند بسیار یاد خدا کنند.

خداوند به حضرت موسی (ع) می فرمایند : من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند 

اسامی اسما الحسنی و اسما الهی جهت گشایش در کارها و استجابت دعاها

الله = هو الله الذی لا اله الا هو : خدا او را اهل یقین و ایمان گرداند

الرحمن : علم و دانش را زیاد می کند ، افسردگی و دلتنگی را از بین می برد 

الرحیم : درمان خشم و غضب

الملک : برای امر و نهی کردن

القدوس : درمان اضطراب

السلام : محبت را زیاد می کند 

المومن : محفوظ ماندن از بلا ودشمنان

المهیمن: نیاز عاطفی و رابطه بهتر زن و شوهر و صفای باطن پیدا میکند

العزیز: عزت در دو دنیا پیدا می شود 

الجبار: (خدا) جبران کننده در زندگی اگر کسی حقی از او گرفته باشد

المتکبر: غلبه بر دشمن 

الخالق : حق و باطل را مشخص می کند و خداوند قلب او را نورانی می کند

الباری: وقتی کسی را می خواهیم ارشاد کنیم کمک می کند 

المصور: تاثیر سخن مادر برای فرزند

الغفار: گناه بزرگ آمرزیده می شود

القهار : غلبه بر دشمن 

الوهاب: اثر زیادی برای هر حاجتی دارد

الرزاق : روزی دهنده

الفتاح : برای هر کار بسته

العلیم : دانا به همه چیز دانش را زیاد می کند

القابض : خدا دشمن را قبض می کند 

الباسط : روزی دهنده بسیار

الرافع : سخن او اثر خوبی دارد و رفعت او را خدا زیاد میکند

الخافض: دشمن قوی مملکتی را در جای خود می نشاند

المعز: عزیز کننده

السمیع: رفع بلا

البصیر: رفع پریشانی پنهان را آشکار می کند

المذل : خوارکننده کسی که زور می گوید

الحکم : علم غیب بدست آوردن

العدل : دادگر خالق به ظفر و پیروزی رسیدن

الطیف : برای پاکیزگی ایمان  

الخبیر: برای دفع آدمهای حسود

الحلیم : آرامش و بردباری

العظیم : عظمت خدا به انسان در دنیا و آخرت

الغفور: غم از روی دل برداشته می شود 

الشکور: برای روزی خوب است 

العلی: باهیبت و عظمت شدن

الکبیر: محبوب قلب – بزرگوار بر همه – بدی را دفع می کند

الحفیظ : دفع سحر و جادو – خدا نگهدارنده

المقیت : غلبه بر نفس – درست شدن اخلاق

الحسیب: رفع بلا – برای چشم زخم

الجلیل : کسی که دوست دارد در دو دنیا بزرگ و جلیل باشد

الکریم : رزق و روزی را زیاد می کند

الرقیب: ایمنی برای مال و جان و آبرو

المحیت : تجسم به آرزوها و حاجتمند شدن 

الواسع : وسعت رزق

الحکیم : علم ( الهی ) حکمت بیابد – تقوی و آرامش

الودود: دوستدار نیکان – محبت زن و شوهر

المجید: کسی که طالب کمال باشد

الباعث : زنده کننده دلهای مرده بر اثر گناه

الشهید : مرد ناسازگار ( افراد دل مرده)

الحق : نور خدا بر قلب و فکر وجود انسان پیدا می شود

الوکیل: از وسواس فکری و پریشانی – شیطان نجات پیداکردن 

القوی : توانایی بسیار بدست آوردن

المتین: برای پا برجا ماندن کاری که شروع کردیم – توانا

الولی: برای جلوگیری از چشم چرانی مردان اثر زیاد دارد

المجید: برای جلوگیری از فحش و فحاشی بسیار اثر دارد

المحصی : برای خواندن علم بسیار خوب است

المبد : دوری از ذلت

المعید: دور شدن از گناه و ترس از آخرت

المحیی : هر بلایی در زندگی را دفع می کند

الممیت: نفس اماره- هر اشکالی در رفتار  اراده ی ضیعف 

الحی : برای شفای بیمار

القیوم : برای فرمان بردن به حرف حق

الواجد: مخلص وخالص قلب – اخلاق خوب داشتن

الماجد : بدست آوردن نور باطن

الواحد : ترس ازآینده – بیماری و تنهایی را از بین می برد

الاحد : قلب را جلا می دهد

الصمد: برای رزق و روزی

القادر: بر دشمن غالب شدن

المقتدر: برای یه کار همیشگی ماندن

المقدم : پیشرفت در کاری که شروع می کنیم 

المؤخر: هوای نفس را ترک کردن و مقتدر و الهی شدن 

الاول: چیزی که از دست داده باشی بر می گردد

الآخر: کسی که می خواهد آخرت خوبی داشته باشد

الظاهر : دشمنی که زیرآبی می رود نشان می دهد

الباطن:پاک کننده باطن 

الوالی : رسیدن به درجه بالا 

المتعالی: رسیدن به درجه کمال

البر: از آفت درد بدور ماندن – نیکوکار شدن

التواب: برای توبه و پاک شدن از هر گناه

المنتقم : انتقام خواستن 

العفو: گناه بسیار را از بین می برد بخشش خدا

الروف: رفع گرفتاری – نجات یافتن زندانی

مالک الملک: سلامتی- ثروت بسیار و توانگری

المقسط: برای رفع وسواس

الجامع: پیدا شدن اشیا گمشده 

الغنی: بدست آوردن ثروت فراوان

المغنی: توانگری- هنگام احتیاج خواستن از خدا

المعطی : عظت نفس خواستن از خدا

المانع: بازدارنده از کارهایی که خوب نیست – برای نفس اماره

النافع:سود کننده – توانگری دو دنیا

النور:نور باطن و الهی بدست آوردن

الهادی: هدایت کننده – هر که راه راست خواهد

البدیع: باز شدن کار بسته – اضطراب دلشوره را از بین می برد

الباقی: عمل مورد قبول واقع می گردد- برای صالح شدن فرزند

الوارث: برای بدست آوردن ارث حق – بدست آوردن علم و علوم ارشاد

الرشید: تقدیر درست در زندگی داشتن

الصبور: صبر را زیاد می کند

الرب:برای مستجاب دعاها خیلی خوب است

منبع : کتاب کنزالحسنی

تفسیر کامل اسمای الهی همراه با آیه های قران  و متن کامل تر را در ادامه مطلب بخونید

  • سید حامد